ا ین شها مت را پیدا کنید که به ملت ازادی بدهیدی 
قبل از اینکه انقلاب شود
 تعیین مر جع تقلید در صلاحیت دولت ها نیست

کار دولت باید از کار مذهب جدا باشد
ترور شکنجه و گروگانگیری بر خلاف اسلام است

 

در چشم خورشید ت نگاهی مهربان هست

  زبس نازو ادا دیدم زخوبان دگر عشقم بمهرویان تمام است
روم با اشتری وصلت نمایم که هم ارام و هم را ی امام است
  فارسی شکر است و پارسی شیرین تر
  ایت الله وعده دیدار به قیامت
  رزیم خمینی غرق در مسا ئل بیشمار و لاینحل است
ا
نقلاب در انقلاب
  مهر وطن نگر که ز گل چشم بسته ام
  نتوان ولی ز مشت خس اشیان گذشت
  همیشه به یاد میهنم
وطن زار ونزارم ا زتو دورم بسی اندوهبارم از تو دورم
بنام خوب و زیبای تو سوگند غمین و بیقرارم از تو دورم
  وطن ای هستی و بود و نبودم وطن ای نغمه وشعر و سرودم
وطن ای کعبه امال و دینم فدایت باد جانم تار و پو د م
  خیال انگیز و رویایست شیرین سخن گفتن ازان دوران زرین
از ان فرهنگ پر فرشکوهت زتاریخ بزرگ و فر دیرین
  چه شبها کز غم ایران نخفتم چه روزهاییکه از مهرش نگفتم
شدم بیمار و تبدار از فراقش چه غمها کز غمش بر دل نهفتم
  شب و روزم سیه شد از غم یار جوانیم تبه شد بهر دلدار
دلم خون و تنم رنجور بیمار که ایران شد اسیر شیخ بدکار
  احمد مختاری
   
  باتوهستم با همه جان و تنم ایران من
به همه کس و همه چیز میتوان بدرود گفت جز به تو

به تو که در دامانت زاده شده ام
به تو که در اغوشت پرورش یافته ام
به تو که بابهره گیری ازفرهنگت
پویندگی و بالندگی اموخته ام
به تو که از تو هستم و جزتونیستم
  اگر انی که باید باشی و نیستی
اگر هر چه باید داشته باشی ونداری
اگر انان که نباید به بارگاهت ره یابند و یافته اند

ا
گر انچه نباید بر تو میرفت رفته است
نه گنه از تست که از من است
  من و ما و فرزندان تو باید هر دست ناپاک را
از پیشگاه پاکت پاکت کوتاه کنیم
من وما باید کمبود هایت را به فراوانی
خشکسالیت را به باروری
کویرهایت را به کشتزار
کلبه هایت را به اسمانخراش
خامشیت را به شادابی
ناکامیت را به کامروایی
ناتوانت را به نیرومندی
وستاره بخت بلندت را به درخشان ستاره اسمان هستی برگردانیم
  هرگز مباد روزی که ترا برای گناهی که من کرده ام بیازارم
که در انجام ستایشم به تو سستی و کاستی نشان دهم
که اندکی از خاکت را در برابر جهانی واگذارم
که با تو بدورود گویم و بیگانه پناه برم
من فرزند توام
با تو ام تا زمانی که هستم در توام زمانی که نیستم

فیروزه خلعتبری

مهر وطن نگر که ز گل چشم بسته ایم نتوان ولی زمشت خش اشیان گذشت
کاشانی